FiFA

50 دربی بزرگ دنیای فوتبال (20-11)

16 دی 97
50 دربی بزرگ دنیای فوتبال (20-11)
نویسنده:محمد امین یزدان پناه

از دربی شمال لندن گرفته تا دِ کلاسیکر و دربی دلامادونینا، همه و همه در این قسمت از “50 دربی بزرگ دنیای فوتبال”!

“ورزش جا”_ به بزرگترین دربی های جهان فوتبال می پردازیم و در این قسمت به بررسی دربی های شماره 20 تا شماره 11 رسیده ایم؛ با ما همراه باشید…

۲۰.آرسنال و تاتنهام

در مقایسه با خرابی هایی که دربی های دیگر در دنیا به جای می گذارند، خرابی های دربی شمال لندن چیزی محسوب نمی شود. تاتنهام تا همین چند سال پیش اغلب جایگاهی در بین چهار تیم بالای جدول نداشت، آن هم درحالیکه آرسنال معمولا لیگ را در رده سوم یا چهارم به پایان می برد. فاصله چهار مایلی بین امارات و وایت هارت لین بدین معناست که فاصله ورزشگاه های خانگی این دو تیم چندان هم به هم نزدیک نیست؛ به طوری که امارات نزدیک تر به واترلو است تا وایت هارت لین. با این حال قهرمانی های اخیر چلسی در رقابت های داخلی و اروپایی موجب آن شده است که هیچ یک از این دو تیم، تیم اول پایتخت نباشند.
با این وجود این دربی رقابت جذاب و دیدنی ای است؛ بزرگترین دربی لندن، بین دو باشگاه با هوادارانی بی شمار در سراسر جهان. نخستین رقابت دو تیم در سال ۱۸۸۷ و درحالیکه آرسنال هنوز در کنت بود برگزار شد.
آتش این دشمنی هنگامی برافروخته شد که هنری نوریس باشگاهش را از ولویچ به هالووی منتقل کرد. در سال ۱۹۱۹ و هنگامیکه نوریس با استفاده از رانت سیاسی اش آرسنال را به سمت و سوی صعود سوق داد، بحث و جدل بین هواداران دو تیم بیشتر هم شد. با وجود گذشت یک قرن از آن اتفاق اما با این وجود هواداران تاتنهام از آن واقعه که موجب بازداشتن آنها از ادامه رقابت با تیم های قدرتمند شد به تلخی یاد می کنند.
این دربی سپس بسیار خشن شد: در سال ۱۹۲۲، دعوای شدید بین هواداران موجب برگزاری بازی پشت درهای بسته شد. آتش جدال رقابت دو تیم بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۵۰ بدلیل اینکه در این بازه تنها دو فصل در یک لیگ باهم حضور داشتند، تاحدودی خوابید ولی پس از این تاریخ رقابت دو تیم دوباره به همان رقابت جذاب، مهیج و کلاسیک سابق بازگشت. جیم اونیل، هوادار اسپرز می گوید: “هنگامیکه پت جنینگز تاتنهام را به مقصد آرسنال ترک کرد و به لین بازگشت با او بسیار خوب برخورد شد، درحالیکه حضور سول کمپبل در لین به حضور چندین بادیگارد نیاز داشت.”

۱۹. المپیاکوس و پاناتینایکوس

حدود دو هزار و پانصد سال پیش دو شهر پیرایوس و آتن بوسیله یک دیوار مستحکم هشت مایلی به یکدیگر متصل شده بودند اما حالا دو تیم بزرگ این شهر به دشمنان بزرگ یکدیگر تبدیل شدند و این تنفر تا آنجا بالا گرفته است که به این دیدار لقب “دربی دشمنان ابدی” و “مادر تمام رقابت ها” را داده اند. یکی از قدیمی ترین باشگاه های یونان پاناتینایکوس است که توسط قشر مرفه آتن تاسیس شد؛ تیم المپیاکوس اما شرایطی برعکس آنها را داشت و هواداران آنرا کارگران شهر ساحلی پیرایوس تشکیل می دادند.
این دو باشگاه قوی ترین تیم های یونان محسوب می شوند که از مجموع ۸۲ فصلی که لیگ یونان برگزار شده است به ۶۴ قهرمانی رسیده اند. از سال ۱۹۹۴ تاکنون فقط یکبار تیمی بجز این دو تیم به قهرمانی لیگ رسیده است؛ تیم آ.ا.ک آتن در فصل ۲۰۱۷/۱۸. با وجود اینکه در حال حاضر دربی های این دو تیم بدون حضور تماشاگر تیم مهمان برگزار می شود اما در سال های گذشته این دیدار محل آشوب و آتش بازی هواداران دو تیم شده است که گاهی پلیس مجبور به استفاده از گاز اشک آور هم شده است؛ در سال ۲۰۱۵ یکی از بازیکنان المپیاکوس پس از انفجاری که بوجود آمد آسیب دید و مورد درمان قرار گرفت، در سال ۲۰۱۲ پس از اینکه هواداران پاناتینایکوس صندلی ها و اسکوربورد ورزشگاه خانگی خودشان را آتش زدند، بازی متوقف شد و در سال ۲۰۰۷ هم پیش از آغاز دیدار دو تیم، در دیدار والیبال زنان یکی از هواداران پس از درگیری دو تیم کشته شد.

۱۸. فلومیننزه و فلامینگو

در هر لیست منتخب از دربی های جهان، باید دربی Fla-Flu حضور داشته باشد. دیداری بین قدرتمندترین تیم های ریو دو ژانیروی برزیل که همواره با دیدار مشهور سال ۱۹۶۳ در ماراکانا با حضور ۱۹۴,۰۰۰ نفر تماشاگر به یاد آورده می شود.
فلومیننزه (به معنای “ساکنان ایالت ریو”) در سال ۱۹۰۲ و توسط گروهی از جوانان اشراف زاده ساکن ریو که هنگامیکه برای تحصیل به اروپا رفته بودند با این ورزش آشنا شده بودند، تاسیس شد. فلامینگو اما تا سال ۱۹۱۱ یک باشگاه قایقرانی بود که توسط گروهی از اعضای سابق فلومیننزه در سال ۱۹۱۱ تاسیس شد. در نخستین دربی دو تیم در سال ۱۹۱۲، ۹ بازیکن فلومیننزه با هم تیمی های سابق خودشان مصاف می دادند. این دربی همواره میدان نبرد دو تیم از بزرگترین تیمهای کشور برزیل محسوب می شود و از جذابیت های خاص خودش برخوردار است.

۱۷. والِز و زرینسکی

احتمالا فکر نمی کردید که این دیدار در این لیست قرار داشته باشد اما باید بگوییم که این دربی یکی از جنجالی ترین و جذاب ترین رقابت های جهان است. موستار، ناحیه ای است که بوسیله رودخانه نرتاوا و یک رودخانه دیگر به دو ناحیه متفاوت تقسیم شده است؛ دو ناحیه ای که تفاوت های قومی و فرهنگی بسیاری با یکدیگر دارند. در غرب این منطقه کاتولیک های اغلب ملی گرای کروات سکونت دارند درحالیکه در شرق آن مسلمانان بوسنیایی زندگی می کنند. زرینسکی نام یکی از اشراف زادگانی است که در جنگ کروات ها با عثمانی ها در راه دفاع از کشورش کشته شد و از این رو این باشگاه این نام را بروی خودش گذاشته است. والز اما توسط گروهی از کمونیست های ضد سلطنت تشکیل شد.
نخستین دیدار دو تیم در سال ۱۹۲۲ انجام شد اما درگیری های سیاسی بین دو تیم موجب شد تا حکومت مکررا دیدار های این دو تیم را لغو کند. ناسیونالیست های زرینسکی در طول جنگ جهانی دوم به موفقیت های بزرگی رسیدند، هنگامیکه “موستار” به یکی از ایالات خودمختار فاشیست کرواسی تبدیل شد. اما در کمتر از ۱۰ روز پس از پایان جنگ، کمونیست ها به بازسازی والز پرداختند و بدین ترتیب باشگاه زرینسکی رو به نابودی رفت. با این حال پس از جنگ های دهه ۹۰ یوگسلاوی، زرینسکی دوباره به روزهای خوب خودش برگشت اما اینبار والز بود که به دست فراموشی سپرده می شد.
پس از ۶۲ سال سرانجام در سال ۲۰۰۰، تیم های کرواتی که از لیگ بوسنی جدا شده بودند با تیم های بوسنیایی در یک لیگ ادغام شدند و بدین ترتیب دربی موستار دوباره از سر گرفته شد. زرینسکی همچنان روح کروات خودش را حفظ کرده است اما والز دچار پیچیدگی های زیادی است؛ هواداران آنها همچنان اغلب از جناح چپ هستند (برخی از آنان عکس های چه گوارا و مارشال تیتو را به ورزشگاه می برند) و بیشتر آنها مسلمان اند. جدال های تاریخی، سیاسی، جغرافیایی، قومیتی، فرهنگی و مذهبی برای ایجاد یک جدال جذاب کافیست.

۱۶. آژاکس و فاینورد

از زمان آغاز این رقابت، دِ کلاسیکر همواره جدال بزرگی بین دو غول فوتبال هلند محسوب می شده است. آژاکس از آمستردام پایتخت هلند که تیمی کلاسیک و لیبرال است و فاینورد از شهر روتردام که شهری صنعتی است و بیشتر با بازسازی دوباره اش پس از جنگ جهانی دوم و البته پیم فورتین، سیاستمدار دست راستی ای که افکار ضد مهاجرتی خودش را در شهر پیاده کرد، به یاد آورده می شود. در این دیدار، جادوی پر زرق و برق آژاکس در برابر پوپولیسم حیرت انگیز فاینورد قرار می گیرد (ورزشگاه دِ کیپ دارای اتمسفری بهتر است).
با پیشرفت فوتبال هلند در دهه ۷۰ رقابت این دو تیم هم در این دهه به سطوح بالاتری رسید. فاینورد در سال ۱۹۷۰ به قهرمانی جام باشگاه های اروپا رسید اما آژاکسی ها سه دوره بعدی جام باشگاه های اروپا را از آن خودشان کردند تا فاصله قابل تاملی با رقیب روتردامی بگیرند. در سال ۱۹۸۳ همگان از اتفاقی که برای کرویف رخ داد شوکه شدند؛ او به همراه آژاکس موفق به کسب دوگانه شد اما قرادادش با این تیم را تمدید نکرد و در ۳۶ سالگی بخش فاینورد پیوست. آژاکس دِ کلاسیکر را با پیروزی خانگی ۸ بر ۲ جشن گرفت اما در پایان فصل این فاینورد و یوهان کرویف بودند که به دوگانه می رسیدند.
با این حال این رقابت همواره بدون درگیری نبوده است و شاهد درگیری های کشنده نیز شده است؛ در سال ۱۹۹۷، یک مرد حدودا سی ساله در دعوای بین هواداران دو تیم که به “نبرد بورویک” هم مشهور شد کشته شد؛ در این درگیری هواداران دو تیم با چاقو، میله و چکش با یکدیگر درگیر شدند. نکته مایوس کننده اینست که در حال حاضر هواداران مهمان اجازه حضور در دیدار های خارج از خانه د کلاسیکر را ندارند.

۱۵. ریسینگ کلاب و ایندپندینته

این دو تیم قدرتمند آرژانتینی همواره جزو رقبای دو غول فوتبال آرژانتین یعنی ریور پلاته و بوکا جونیورز بودند. ریسینگ ۱۷ بار قهرمان لیگ برتر آرژانتین شده است و نخستین تیم آرژانتینی ای است که با شکست سلتیک در جام اینترکونتیننتال در سال ۱۹۶۷ به قهرمانی جهان رسیده است. ایندپندینته ۱۶ بار قهرمان لیگ شده است و با ۷ قهرمانی در کوپا لیبرتادورس پرافتخارترین تیم آرژانتینی از این حیث است. این دربی در واقع نسخه لاتین “دربی داندی” است ورزشگاه های دو تیم تنها ۳۰۰ متر با هم فاصله دارد و در قسمت کارگرنشین حومه شهر بوئنوس آیرس واقع شده است.
استادیو لیبرتادورس دِ آمریکای ۴۸,۰۰۰ نفری، ورزشگاه خانگی ایندپندینته است که برخی بخاطر دو جایگاه سیمانی آن که لبه ای برآمده داشت به آن لقب “Double Visor” را دادند. البته این جایگاه های برآمده پس از پول هنگفتی که از انتقال سرخیو آگوئرو به اتلتیکو مادرید نصیب باشگاه شد، بازسازی شد. ال کیلیندرو هم ورزشگاه خانگی ۵۱,۰۰۰ نفری ریسینگ کلاب است که البته این نام خودش را پس از دوران خوان پرون، رئیس جمهور سابق آرژانتین گرفته است. احتمالا شما دوران او را با تماشای “اویتا” بخاطر آورید.
یکی از دیدار های دو تیم در سال ۱۹۶۱ با نتیجه ۱-۱ به پایان رسید اما داور این مسابقه پس از دادن هشت کارت قرمز (چهار کارت قرمز به بازیکنان هر دو تیم) این بازی را به حالت تعلیق درآورد. در سال ۲۰۰۶ اما دیدار دو تیم به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. هواداران تیم ریسینگ به هواداران تیم میزبان یعنی ایندپندینته که ۲-۰ هم در بازی پیش بود و همچنین پلیس یورش بردند. پلیس هم مجبور به استفاده از گاز اشک آور شد. این بازی متوقف شد و فدراسیون فوتبال آرژانتین همه تیم های لیگ برتر کشور را از حضور هوادارانشان در دیدار های خارج از خانه محروم کرد. هواداران ریسینگ کلاب اما علاوه بر آن، از حضور در دیدار های خانگی هم محروم شدند. دیگو میلیتو در تیم ریسینگ کلاب حضور داشت و برادر کوچک ترش گابریل در تیم ایندپندینته بود. در نخستین دیدار این دو برادر، دیگو از داور کارت قرمز دریافت کرد اما جالب آنجا بود که او می خواست داور را مجاب کند که به برادرش گابریل نیز کارت قرمز دهد.

۱۴. ساوتهمپتون و پورتسموث

گاهی دربی ها در مکان های جدا شده از یکدیگر برگزار می شوند. رقابت pompey-saints از این دست رقابت هاست. این دو رقیب از وجه تفاوت هایشان لذت می برند: پورتسموث به معنای نیروی دریایی سلطنتی است و ساوتهمپتون به معنای نیروی دریایی تجاری است و این دیدار در واقع رقابت بین ارتش و بازار است. پامپی ها (پورتسموثی ها) اغلب در جزیره وایت ساکن هستند و بیشتر آنها از همپشایر که تحت سلطه ساوتهمپتون است جدا شده اند. اختلافات اجتماعی این دو قشر با اعتراضات به شرایط اقتصادی حاکم بیشتر هم شده است.
در زمین بازی هم این دو تیم شاهد فراز و فرود های بسیاری بودند. این دو تیم در کل ۷۰ بار در سطح اول فوتبال انگلیس به مصاف یکدیگر رفتند. نخستین دیدار این دو تیم در سال ۱۸۹۹ برگزار شد و در سال ۱۹۲۰ دو تیم به لیگ برتر انگلیس صعود کردند. سقوط این دو تیم به دسته های پایین تر اما موجب آن شد که بین سالهای ۱۹۲۷ تا ۱۹۶۰ دو تیم هیچ بازی ای در لیگ برتر انجام ندهند. بین سالهای ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۳ هم دو تیم تنها ۴ بار در لیگ به مصاف هم رفتند؛ جایی که در یکی از این دیدار ها، گل ثانیه های پایانی ساوتهمپتون، موجب سقوط پورتسموث به دسته پایین تر شد. در یکی از دربی ها در فراتون پارک پامپی، حال رئیس باشگاه ساوتهمپتون یعنی لاوری مک منمی بد شد و همین اتفاق موجب دستگیری ۱۱۶ نفر از هواداران شد.
از ۲۰۰۳ تاکنون، دو تیم چند فصل در لیگ برتر باهم حاضر شدند. یکسال پس از صعود پورتسموث به لیگ برتر، هری ردنپ از باشگاه کنار رفت و سپس هدایت ساوتهمپتون را برعهده گرفت. این کار ردنپ موجب خشم هواداران پورتسموث شد. ساوتهمپتون تحت هدایت ردنپ اما به دسته پایین تر سقوط کرد (به همراه یک شکست ۴-۱ در فراتون به پورتسموث). سپس به پامپی بازگشت و پورتسموث را از سقوط نجات داد و آنها را به قهرمانی جام حذفی رساند اما در نگاه برخی از هواداران این تیم همچنان منفور بود. پیروزی، همه چیز نیست!

۱۳. اینتر و آث میلان

این دیدار، یکی از جذاب ترین دربی های جهان است که برخلاف آنچه که تصور می شود، همواره بدون درگیری نیست. با این وجود این دربی معمولا و برخلاف بسیاری دیگر از دربی های جهان، بدون زد و خورد های شدید بین هواداران برگزار می شود. هواداران دو تیم به طور کلی از نظر جغرافیایی، مذهبی یا سیاسی با یکدیگر مشکل ندارند. باشگاه کریکت و فوتبال آث میلان در سال ۱۸۹۹ تاسیس شد اما ۹ سال بعد بین افراد این باشگاه اختلاف افتاد و چندی از اعضای این تیم مترصد جذب بازیکنان خارجی شدند و باشگاه اینتر (internazionale) را تاسیس کردند و بدین ترتیب “دربی دلامادونینا” شکل گرفت. نخستین دربی دلامادونینا در سوئیس و نه در ایتالیا برگزار شد. در ابتدا، اینتر بعنوان تیمی که نماد بورژوازی و سرمایه داری بود مطرح شد. میلانی ها هم پیراهن های آبی رنگ بر تن می کردند. بدین ترتیب در ابتدا لقب اینتری ها رجز خوان ها (Bauscia) و لقب میلانی ها کارگرها (Casciavit) بود.
آث میلان در سال ۱۹۲۶ و با کمک شرکت تایرسازی پیرلی، ورزشگاه سن سیرو را ساخت (البته چندی بعد، اینتری ها نام اسطوره شان جوزپه مه آتزا، قهرمان جام جهانی ۱۹۳۸ به همراه آتزوری که البته برای هر دو تیم هم بازی کرده است را روی این ورزشگاه گذاشتند). در سال ۱۹۳۵ این ورزشگاه به یک گروه ثروتمند فروخته شد. در سال ۱۹۴۰، اینتر برای ورزشگاه را برای انجام یک بازی مهم قرض گرفت اما ۷ سال بعد اینتری ها به طور کامل به ورزشگاه رقیب همشهری خودشان نقل مکان کردند.
با وجود اینکه هواداران دو تیم اغلب با یکدیگر درگیری های شدیدی نداشتند اما همیشه هم اینطور نبوده است. پس از مرگ یکی از هواداران دو تیم در سال ۱۹۸۳، اولتراهای دو تیم با یکدیگر عهد بستند از رخ دادن چنین اتفاقی جلوگیری کنند اما هرگز اینچنین نشد. در دلامادونینای اروپایی سال ۲۰۰۵، دروازه بان روسونری یعنی دیدا بعد از آتش بازی هواداران اینتری دچار آسیب دیدگی شد و سپس پلیس مجبور به استفاده از گاز اشک آور شد. استفاده مشترک از یک ورزشگاه، همواره مشکلات زیادی را علی الخصوص از نظر مالی برای دو تیم بوجود آورده. باوجود اینکه یوونتوس چند سال قبل دل آلپی را به مقصد آلیانز استادیوم، ورزشگاه تازه ساختش ترک کرد اما دو تیم میلانی تصمیمی جدی برای ساخت ورزشگاه های اختصاصی شان نگرفتند و در این باره تنها می توان به چند طرح پیشنهادی از سوی مدیریت میلان برای ساخت ورزشگاهی اختصاصی اکتفا کرد.

۱۲. چیواس گوادالاخارا و کلاب آمریکا

فوتبال، موضوع مهمی در مکزیک محسوب می شود و این دیدار بزرگترین بازی این کشور است: دیداری بین بزرگترین و موفق ترین باشگاه های مکزیک که هر کدام هوادارانی با افکار و رفتار های متفاوت از هم را دارا هستند. کلاب آمریکا در ورزشگاه ماندگار آزتکا در پایتخت بازی می کند. این تیم پرطرفدارترین باشگاه مکزیک است و بیشترین افراد متنفر از یک باشگاه در مکزیک را نیز داراست. کلاب آمریکا معمولا بدنبال خرید بازیکنان خارجی است و با رشد و پرورش بازیکنان داخلی که اغلب توسط گوادالاخارا صورت می گیرد، میانه خوبی ندارد. چیواس، بزرگترین باشگاه مکزیکی در دومین شهر بزرگ این کشور است. حالا احتمالا دلیل آنکه به این دیدار لقب “الکلاسیکویی ناسیونال”، “ال سوپرکلاسیکو” و از این دست را به آن می دهند، فهمیدید. برخی نیز به آن لقب “ال کلاسیکویِ ال کلاسیکو ها” را می دهند.
نخستین دیدار بین کلاب آمریکا و گوادالاخارا در سال ۱۹۴۳ برگزار شد و از آن پس دشمنی بین دو باشگاه بیشتر و بیشتر هم شد. چیواس در دهه ۵۰ و ۶۰ به یکی از قدرت های فوتبال آمریکای شمالی بدل شد و طی نه سال موفق به کسب هفت جام شد، اما این درخشش ها برای آنها ادامه دار نبود. پس از “آشوب ۱۹۸۳” در نیمه نهایی پلی آف و درگیری هواداران، بازیکنان و کادر فنی دو تیم با یکدیگر در زمین مسابقه که در نهایت با پیروزی چیواس همراه شد. از ۳۰ بازی بعدی در لیگ، چیواس تنها ۲ بار به پیروزی رسید و آمریکا طی هفت سال به پنج قهرمانی لیگ رسید. آمریکا همچنین تنها تیم تاریخ لیگ مکزیک هستند که هرگز به دسته پایین تر سقوط نکرده اند. با این وجود گوادالاخارا طی سالهای اخیر خودش را به کلاب آمریکا نزدیک کرده است و فصل پیش هم توانستند پس از چندین دهه، با شکست تورنتو در فینال لیگ قهرمانان کونکاکاف، بار دیگر بر بام فوتبال آمریکای شمالی بایستند. حالا آنها می توانند با افتخار بیشتری شعار “از من بیشتر متنفر باش!” را خطاب به هواداران آمریکا بگویند.

۱۱. پاریس سن ژرمن و مارسی

در کشور مرکزگرایی چون فرانسه بین افراد متمول شهرنشین و حاشیه نشین های اغلب کارگر، نزاع قدیمی و دور و درازی وجود دارد. پاریسی ها برای چندین دهه از بازی کردن سر باز می زدند. مارسی اما در سال ۱۸۹۹ تاسیس شد و دوران طلایی طولانی ای را داشت. این درحالیست که پاریس سن ژرمن در سال ۱۹۷۰ شکل گرفت و در سال ۱۹۸۶ موفق به نخستین قهرمانی اش در لیگ یک فرانسه تحت هدایت جرارد مولیر شد. پس از آن برنارد تاپی و کانال پلاس فرانسه با باشگاه های پاریس و مارسی قرارداد های مالی بستند. تاپی که در پاریس بدنیا آمده و در ابتدا فردی فقیر بود، از پاریس سن ژرمن نفرت داشت و به آنها به چشم یک تیم تازه به دوران رسیده نگاه می کرد؛ از این رو در تلویزیون خودش سعی می کرد تا محتواهای ضد پاریس تولید کند.
این دیدار، یک بازی بزرگ است اما خشونت نیز همواره در آن وجود داشته است. کریس وادل، بازیکن سابق مارسی هنگامیکه در اتوبوس تیم به سمت ورزشگاه حرکت می کرد با یک آجر پرتاب شده از سوی هواداران پاریس آسیب دید. پاریس سن ژرمن رفته رفته به جذب اولتراهای دست راستی که تفکراتی به مانند هولیگان های بریتانیایی داشتند رو آورد و از پاتریوتیسم و ناسیونالیسم بعنوان وسیله ای برای نژادپرستی استفاده کرد. مارسی، بندری مدیترانه ای است که آن را نژادهای مختلفی چون اسپانیایی، ایتالیایی و آفریقایی تشکیل می دهند و همین موضوع می تواند عامل درگیری های بزرگ بین هواداران دو تیم شود. در یکی از دربی های دو تیم که در قالب نیمه نهایی جام حذفی برگزار می شد، ۹ پلیس بدلیل درگیری مجروح و راهی بیمارستان شدند. همچنین صدها هوادار دستگیر شدند و یکی از هواداران معلول هم دچار آسیب دیدگی شد. مالک قطری پاریسی ها بدون کاستن این دشمنی، تیمش را تقویت کرده است و پلیس هم اغلب در کنترل کردن این جو ناتوان است.

بزرگترین دربی های جهان | قسمت اول | 41-50
بزرگترین دربی های جهان | قسمت دوم | 40-31

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

اخبار بیشتر