premier league

مرد انرژیک و نابغه قرمزهای مرسی ساید

25 اردیبهشت 98
مرد انرژیک و نابغه قرمزهای مرسی ساید
نویسنده:کوروش عقیلی

تعداد بازدید: 51 مارتین کواست، خبرنگار ورزشی اهل آلمان از اوایل دهه ۹۰ میلادی با یورگن کلوپ دوست است و از نزدیک شاهد سخت‏ترین شکست‎ها و بزرگ‏ترین موفقیت‏های او بوده. “ورزش جا”_ کواست بعد از پیروزی معجزه‎آسای 4 بر 0 لیورپول مقابل بارسلونا در آنفیلد به دیدن کلوپی رفت که به عقیده او از همیشه […]

مارتین کواست، خبرنگار ورزشی اهل آلمان از اوایل دهه ۹۰ میلادی با یورگن کلوپ دوست است و از نزدیک شاهد سخت‏ترین شکست‎ها و بزرگ‏ترین موفقیت‏های او بوده.

“ورزش جا”_ کواست بعد از پیروزی معجزه‎آسای 4 بر 0 لیورپول مقابل بارسلونا در آنفیلد به دیدن کلوپی رفت که به عقیده او از همیشه خوشحال‏تر به نظر می‎رسید. کواست به بی‌بی‌سی گفت:

“رضایت عمیقی در چهره‎اش دیده می‏شد. حس غرور و خوشحالی از موفقیت در او موج می‏زد. هیچ‌وقت او را تا این حد خوشحال ندیده بودم؛ نه حتی بعد از قهرمانی دوگانه‎اش با بورسیادورتموند در سال ۲۰۱۲.”

بازگشت شگفت‏ انگیز مقابل حریف کاتالان در دیدار برگشت نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان اروپا، جامی برای کلوپ به دنبال نداشت اما اثباتی بود بر این که اساسی‏ ترین بخش کار او در مرسی‌ساید به نتیجه رسیده؛ در شبی دیوانه وار که درخشش لیورپول و شور و هیجان هواداران حاضر در ورزشگاه یک بار دیگر قدرت جادویی آنفیلد را به یاد همه آورد.

سه سال و نیم بعد از این که کلوپ عهد کرد در لیورپول شک‎ها را به باور تبدیل کند، این تیم یک بار دیگر ثابت کرد “قلب تپنده‌ای” ( منظور کلوپ است) دارد که می‏تواند در فوتبال زلزله به پا کند.

این همان دستاورد بزرگی است که فارغ از نتیجه فینال لیگ قهرمانان اروپا مقابل تاتنهام در روز یک ژوئن در مادرید، این فصل را به موفقیتی عظیم برای لیورپول تبدیل می‏کند و تلخی از دست دادن قهرمانی لیگ برتر در رقابت با منچستر سیتی را کمرنگ جلوه می‏دهد.

اکتبر ۲۰۱۵ وقتی مالکان آمریکایی لیورپول برای مربیگری تیم سراغ کارلو آنچلوتی رفتند، او نام یک مدافع، یک هافبک و یک مهاجم درجه یک را به آن‎ها داد و گفت باشگاه برای بالا کشیدن خود از میانه جدول به این بازیکن‎ها نیاز دارد. کلوپ اما در ملاقاتی که در نیویورک با آن‌ها داشت فقط گفت باید روی “فعال کردن جمعیت” تمرکز کنیم.

او در ماینتز و دورتموند یاد گرفته بود پیوندی قوی میان بازیکنان و هواداران که ناشی از هدفی واحد باشد می‏تواند تیم را به سوی نهایت توان خود و حتی فراتر از آن سوق دهد.

تاکتیک و سیستم بازی هم البته عوامل مهمی هستند اما برای تبدیل شدن به یک قدرت در انگستان و اروپا کافی بود لیورپول منبع ویژه انرژی که در گذشته برخوردار بود را دوباره به کار بیندازد و آن را به کنترل خود در آورد.

کلوپ معتقد است موفقیت از درون سرچشمه می‏گیرد. لیورپول هم برای این که یک بار دیگر طعم پیروزی را بچشد باید دوباره با هویت خود به عنوان تیم برنده ارتباط برقرار می‏کرد.

آدام لالانا می‏گوید روزهای اول تمرین با کلوپ بیشتر به جلسات درمانی طولانی شباهت داشت:

“در مورد این که تیم باید به خودش باور داشته باشد زیاد حرف می‏زد، در مورد ایمان و نترسیدن از تیم‏های دیگر. بدون شک خودش این باور را داشت که یک مربی درجه یک است و این را حتی وقتی از در وارد می‌شد هم می‏توانستی حس کنی. من فکر می‏کنم این حس به طور خودکار به بقیه هم منتقل می‏شود.”

مربی ۵۱ ساله یک بار به یکی از اعضا باشگاه گفت:

“مربی باید به بازیکنان خود عشق بورزد.” کلوپ مثل بسیاری از مربی‎های موفق دیگر، واقعا عاشق مربیگری هم هست.

وقتی کوچک بود می‏خواست دکتر شود. خودش در این باره گفته:

“می‏خواستم به مردم کمک کنم.” او حالا مراقبت از قلب، جسم و روح شاگردانش را وظیفه خود می‏داند تا آن‏ها هم در زمین بازی نهایت توان خود را بگذارند.

برای این کار ساعت‎ها با بازیکنان حرف می‏زند تا با آرزوها و ترس‏هایشان آشنا شود و با هر بازیکن به شیوه روانشناختی خاص خود او برخورد کند. بررسی نزدیک رفتارهای کلوپ بعد از بازی در طول سال‏ها نشان داده شیوه قدردانی معروف او از شاگردانش از طریق لمس آن‏ها، درجات مختلف دارد.

در آغوش کشیدن طولانی به معنای تمجید بسیار زیاد است. عملکردهای معمولی‏تر با یک ضربه مهربانانه روی شانه قدردانی می‎شوند و بازیکن جوانی که ممکن است کنترلش را از دست بدهد هم بعید نیست با یک سیلی آرام در صورت روبرو شود.

نزدیکی فیزیکی کلوپ به شاگردانش، به ساختار اجتماعی درون رختکن هویت می‏دهد و آن را تقویت می‏کند؛ رویکری که پیوند میان او و بازیکنانش را بهتر کرده است.

این روش مربیگری کلوپ در عقاید مذهبی و تجربیات شخصی او هم ریشه دارد. نوربرت، پدر کلوپ یک کاتولیک دیوانه فوتبال بود. اما او زیر دست مادرش الیزابت به عنوان یک پروتستان بزرگ شد. بنابراین دادن حس ارزش به اطرافیان و زیباتر کردن محل کار برای کلوپ یک وظیفه به حساب می‎آید.

به عنوان یک بازیکن متوسط در تیم دست دومی ماینتز، کلوپ با مربیان زیادی روبرو شد که ضعف‏هایشان را پشت رفتار بیش از حد سلطه‎جویانه خود پنهان می‏کردند؛ مربیانی که به جای نشان دادن راه بهتر بازی کردن، فریاد می‏زدند و تیم را برای باخت مقصر می‏دانستند.

اما او برعکس این مربی‎ها همیشه به شاگردانش می‏گوید اگر اوضاع در زمین بازی خوب پیش نرود، همه مسئولیتش را خواهد پذیرفت. سال ۲۰۱۰ به مجله امپولز آلمان گفت:

“روش کاری من بر این استوار است که با خودم فکر کنم برای این که از کارم لذت ببرم و بتوانم آن را انجام دهم دوست دارم چطور با من رفتار شود. فوتبال ۱۵ سال پیش با الان خیلی فرق داشت. آن موقع مربی‏ها با فریاد دستور می‏دادند و هیچکس اجازه نداشت سوال بپرسد.”

مهم‎ترین نکته اما شاید این باشد که کلوپ و دستیارانش از روز اول ورود به مرسی ‏ساید از زیر سوال بردن خودشان احساس شرم نکردند. آن‎ها روش بازی خود که بر مبنای تاکتیک پرس شدید حریف استوار است و همین‎طور سیستم تمرین‎شان را به تدریج با نیازهای لیگ برتر سازگار کردند. پیتر کروایتز، دستیار کلوپ می‎گوید:

“فوتبال یک فرایند یادگیری است.”

این فصل لیورپول بسیار سنجیده‏ تر و با آرامش بیشتر عمل کرد، کلوپ هم همین‎طور. مربی آلمانی دیگر نیازی نمی‏دید که کنار زمین بالا و پائین بپرد یا برای به حرکت واداشتن تیمش “نارنجک نامرئی” به زمین پرتاب کند.

آتش لیورپول شعله‎ور شده و احتمالا فصل بعد هم روشن باقی خواهد ماند؛ آتشی که ظاهرا رنج دوم شدن در لیگ برتر آن هم با بیشترین امتیازی که یک نایب قهرمان در تاریخ این رقابت‏ها گرفته هم به آن خدشه‎ای وارد نخواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

اخبار بیشتر