بیل راسل؛ تار و پود آمیخته شده به بوستون

7 شهریور 98
بیل راسل؛ تار و پود آمیخته شده به بوستون
نویسنده:جلال باقری

به احترام پرافتخارترین مرد NBA باید کلاه از سر برداشت، مردی که هیچگاه موفقیت تیمی را به موفقیت فردی ترجیح نداد

“ورزش جا”_ بیل راسل سگ بنای اصلی بوستون سلتیکس در دهه ۱۹۶۰ بود، یک ابر بلاک کننده کسی که در مفاهیم دفاعی NBA انقلابی به وجود آورد. مردی که ۱۱ بار به همراه بوستون سلتیکس قهرمان NBA شد، ۱۲ حضور در آل استار وی همچنین رکورددار بلاک است او در دوران حرفه‌ای خود ۲۱۶۲۰ ریباند را به ثبت رساند و به طور میانگین در هر بازی ۲۲.۵ ریباند را به ثبت رساند وی در یک مسابقه ۵۱ ریباند را به ثبت رساند همچنین در دو بازی دیگر نیز ۴۹ ریباند به ثبت رساند به اضافه اینکه دوازده فصل متوالی را ۱۰۰۰+ ریباند به ثبت رساند.

بسیاری از رکوردهای فردی وی شایسته است، اما آنها فلسفه بازی تیم راسل بود. بزرگ ترین موفقیت راسل ۱۱ قهرمانی همراه با بوستون سلتیکس است یک رکورد جاودانه و شاید تا ابد ماندگار وی ۹ بار بعنوان بازیکن با سبز و سفیدها حلقه قهرمانی را بدست آورد و دو بار نیز بعنوان مربی با سلتیکس قهرمان NBA شد. وی تا قبل از ظهور مایکل جردن در دهه ۱۹۸۰، بعنوان بهترین بازیکن تاریخ NBA نام برده می‌شد.

ویلیام فلتون راسل ۱۲ فوریه ۱۹۳۴ در شهر Monroe Louisiana به دنیا آمد. خانواده وی پس از مدتی به سانفرانسیسکو نقل مکان کردن، جایی که بیل در دبیرستان مک کلموندز در اوکلند حضور یافت. وی در تیم بسکتبال McClymonds بسیار درخشان ظاهر شد و پس از بورسیه شدن در دانشگاه سانفرانسیسکو توانست استعداد خود را در تیم بسکتبال دانشگاه شکوفا کند.

بلندای قامت بیل ۲۰۸ سانتی متر بود او در تیم دانشگاهی بهمراه کی سی جونز فوق العاده عمل کردند و ۵۶ پیروزی پیاپی را در لیگ NCAA به ثبت رساندن و همچنین قهرمان شدن. ضمن اینکه راسل در سال ۱۹۵۵ عنوان بهترین بازیکن NCAA را کسب کرد.

وی در دوران سه سال خود در تیم دانشگاه میانگین ۲۰.۷ امتیاز و ۲۰.۳ ریباند را در هر بازی به ثبت رساند،او در این سه سال به بازیکنی بی‌نظیر تبدیل شده بود یک سنتر به تمام معنا که کار را در زیر سبد برای هر تیمی و بازیکنی دشوار میکرد. در سال ۱۹۵۶ وی بعنوان پیک اول درفت به بوستون سلتیکس منتقل شد. اضافه شدن راسل به جمع باب کاوسی و بیل شرمن یک اتفاق عالی بود چرا که راسل در فاز تدافعی بسیار قدرتمند عمل میکرد و آزادی عمل بیشتری به دیگر هم‌تیمی‌های خود می‌داد این همان مهره گمشده پازلی بود که رد آورباک (سرمربی بوستون سلتیکس) به دنبال آن بود اضافه کردن یک عنصر دفاعی قدرتمند و تاثیرگذار.

رد آورباک در تلاش بود تا هماهنگی تام هاینسون و بیل راسل را بالا ببرد چرا که هاینسون در پست پاورفوروارد و راسل در پست سنتر بازی می‌کرد و زمانی که این دو به درک متقابل از هم می‌رسیدن دیگر حریفی توان رقابت با آنها را نداشت چرا که توان و کیفیت بالای آنها بر هر تیمی غالب بود. همچنین کی سی جونز نیز که هم تیمی راسل در تیم دانشگاهی بود نیز به عنوان پیک درفت به سلتیکس آمد و حالا آورباک جوانان استثنایی را برای شروع یک مسیر پرافتخار در اختیار داشت و حالا همه نگاه به این بود که از بین مثلث تام هاینسون، بیل راسل و کی سی جونز چه کسی بعنوان بازیکن روکی سال انتخاب خواهد شد، که البته این عنوان را تام هاینسون کسب کرد.

راسل پس از آن که بعنوان پیک درفت باشگاه بوستون در سال ۱۹۵۶ انتخاب شد تا ماه دسامبر در این تیم حضور نداشت چرا که وی عضو تیم المپیک بسکتبال آمریکا بود که توانست همراه با آمریکا در ملبورن مدال طلای رقابت‌ها را بدست آورد. سلتیکس تا قبل از بازگشت راسل از المپیک ۱۳ برد و ۳ باخت را در لیگ رقم زده بود. راسل وقتی به بوستون آمد خیلی زودتر از آن چیزی که تصور می‌شد با تیم هماهنگ شد وی در ۴۸ مسابقه‌ای که در فصل ۱۹۵۶ به میدان رفت میانگین ۱۹.۶ RPG به ثبت رساند در حالی که میانگین RPG در لیگ ۱۴.۷ بود. همین شروع استثنایی نشان از آن بود که راسل برای تاریخ سازی با سبز و سفیدها زاده شده است.

۵ بازیکن استارتر بوستون سلتیکس در فصل ۱۹۵۶/۵۷ راسل، هاینسون، کاوسی، شرمن و لوسکوتوف بودند، در این فصل پسران رد آورباک در فصل عادی عالی کار کردند و در پلی آف نیز پر قدرت ظاهر شدند. اما سری فینال اوضاع متفاوت شد چرا که سنت لوئیز هاوکس حریف آنها کار را به بازی هفتم کشانده بود. در بازی هفتم تام هاینسون ۳۷ امتیاز بدست آورد و بسیار عالی کار کرد اما هاوکس در دقایق پایانی با امتیازاتی که بدست آورد کار را به اورتایم کشاند حتی بازی به قدری حساس دنبال می‌شد که کار به اورتایم دوم کشیده شد اما در نهایت این بوستون سلتیکس بود که با نتیجه ۱۲۵ بر ۱۲۳ پیروز شد و نخستین قهرمانی خود در NBA را جشن گرفت.

بیل تنها در یک فصلی که در NBA به میدان رفته بود به عنصر کلیدی در بوستون تبدیل شده بود و در اولین قهرمانی سبز و سفیدها نقش بسزایی ایفا کرد. تا پیش از پیوستن راسل به بوستون، سلتیکس با ستارگانی همچون کاوسی و شرمن میتوانست در امر امتیازگیری بسیار پرقدرت کار کند اما در فاز دفاعی آنها آسیب پذیر بودند و کمبود یک سنتر تمام عیار در تیم آنها کاملا مشهود بود، اما با آمدن بیل وی نظمی باورنکردنی به دفاع بوستون داد همچنین بلاک های استثنایی بهمراه ریباندهای اعجاب‌انگیزش همه‌ی NBA را مات و مبهوت خود کرده بود و نقطه ضعف بوستون رو در فاز دفاعی تبدیل به نقط قوت آنها کرد وی با عملکرد عالی خود در فاز دفاعی نشان داد که تسلط بر بازی فقط کسب امتیاز نیست و دفاع خوب میتواند نتیجه را برای تیم حفظ کند.

در فصل ۱۹۵۷/۵۸ راسل فرماندهی تیمش را به عهده گرفت وی در این فصل میانگین ۲۲.۷ RPG در هر بازی را به ثبت رساند. وی در این فصل رکورد شگفت انگیزی به ثبت رساند و در یک مسابقه آن هم فقط در یک نیمه ۳۲ ریباند را به ثبت رساند و در پایان بازی در مجموع ۴۹ ریباند را به ثبت رسانده بود. خصوصیت بارز بازی راسل هوش و نبوغ وی بود چرا که در بسکتبال دفاع کردن سخت تر از حمله کردن است، راسل در زمان بندی برای توپ ربایی و بلاک شات نظیر نداشت به گونه‌ای که حتی ویلت چمبرلین بزرگ نیز به سختی توان عبور از وی را داشت. بازی راسل ترکیبی از قدرت بدنی بالا و هوش بازیخوانی بالا بود.

بوستون در فصل جاری (۱۹۵۷/۵۸) با رکورد ۲۳-۴۹ در صدر جدول کنفرانس شرق به پلی آف رسید در طرف مقابل نیز سنت لوئیس هاوکس با رکورد ۳۱-۴۱ صدرنشین کنفرانس غرب بود و گام به پلی آف میگذاشت در دیدار فینال بین بوستون سلتیکس و سنت لوئیس هاوکس دو تیم در دو بازی اول یک پیروزی را کسب کردند در دیدار سوم راسل با مصدومیت از ناحیه مچ پا مواجه شد این اتفاق اصلا به نفع سلتیکس نبود چرا که شانس آنها را برای قهرمانی کاهش می‌داد و همین مصدومیت کافی بود تا آتلانتا بتواند در این سری فینال از این فرصت استفاده کند و با سه پیروزی متوالی در نهایت در بازی ششم با نتیجه ۱۱۰ بر ۱۰۹ قهرمانی را کسب کند.

بیل راسل در فصل ۱۹۵۷/۵۸ بعنوان بهترین بازیکن فصل NBA انتخاب شد اما نکته جالب این بود که وی در تیم دوم منتخب فصل قرار گرفت. در طی ۵ سالی که راسل عنوان MVP فصل را کسب می‌کرد تنها دو بار در تیم اول منتخب فصل قرار گرفته بود. استدلال کارشناسان بر این بود که بعضی از بازیکنان دیگر مهارت‌ها و ویژگی‌های بیشتری نسبت به او دارند و به همین دلیل است که او در تیم دوم منتخب فصل قرار می‌گرفت.

اما راسل پس از پایان مصدومیت با قدرت در فصل ۱۹۵۸/۵۹ ظاهر شد وی در این فصل میانگین ۲۳.۰ ریباند را در هر بازی به ثبت رساند. وی در هفت مسابقه متوالی در این فصل ۲۳ ریباند را به ثبت رساند، وی در پلی آف همین فصل رکورد قبلی خود را بهبود بخشید چرا که وی در این سری پلی آف میانگین ۲۷.۷ ریباند در هر بازی را به ثبت رسانده بود. بوستون در این فصل در فینال NBA به مصاف مینیاپولیس (مینسوتا تیمبرولوز کنونی) رفت و پس از جارو کردن (۴ پیروزی متوالی) آنها با اقتدار تمام دومین قهرمانی خود را کسب کرد. راسل در این سری فینال رکورد ۲۹.۵ RPG را به ثبت رساند. راسل به راه اندازی بزرگترین دوره قهرمانی متوالی در تاریخ ورزش کمک بی‌نظیری کرد چرا که بوستون پس از این قهرمانی ۸ بار متوالی دیگر قهرمان NBA شد و در همه‌ی این قهرمانی‌ها راسل نقش موثری بر عهده داشت. اما قهرمانی مقابل مینیاپولیس از هر ۸ قهرمانی متوالی آنها شیرین‌تر و با ارزش‌تر بود چرا که آنها حریف را له کردند و با جارو کردن آن، یک قهرمانی تمام عیار را رقم زدند.

نکته جالب اینجاست که بیل راسل بازیکن هجومی محسوب نمی‌شد اما او یک شوتزن ماهر بود و در سال‌های ابتدایی حضورش در NBA در بین ۵ شوتزن برتر فصل قرار گرفته بود و در فصل ۱۹۵۷/۵۸ با ۴۵۷ شوت منطقه‌ای موفق در رتبه دوم این آمار قرار گرفت.

بزرگترین رقیب راسل در فصل ۱۹۵۹/۶۰ پا به NBA گذاشت آن شخص ویلت چمبرلین بود که به فیلادلفیا وریرز پیوسته بود و یک رقابت یک دهه‌ای بین این دو ایجاد شد. بحث در مورد اینکه کدام یکی از این دو تن بازیکن بهتری هستند خیلی خیلی سخت و طولانی خواهد بود. از طرف چمبرلین در امتیازگیری عالی بود و با درخشش های متوالی خود همه را مجذوب خود کرده بود و در طرف مقابل نیز بیل راسل به بوستون سلتیکس کمک کرد تا در ۱۰ فصل ابتدایی حضورش در این تیم ۹ پرچم قهرمانی را برا فراز این باشگاه برافراشته شود.

همانطور که دان نلسون به بوستون هرالد گفت:

دو نوع فوق ستاره وجود دارد، اولی باعث می‌شود تا کیفیت عملکرد کل بازیکنان تیم بالا برود و دومی باعث می‌شود تا عملکرد او عملکرد سایر بازیکنان تیم را زیر سایه‌ی خود ببرد. راسل از نوع اول بود.

آنچه که در طول فصل ۱۹۵۹/۶۰ و طی چند سال آینده نیز مشخص خواهد شد، این بود که بسکتبال بازی تیمی بود. بیل راست در این باره نوشته بود:

برای من، یکی از زیباترین چیزهایی که می توانم ببینم، گروهی از مردان است که تلاش‌های خود را برای رسیدن به یک هدف مشترک انجام می‌دهند، بطوی که همه آنها برای موفقیت تیم مطیع و سخت کوش بودند. من سعی کردم در طول دوران حرفه‌ایم در بوستون همین کار را انجام دهم یعنی در خدمت تیم برای رسیدن به هدف مشترک.

چمبرلین عالی بود اما سلتیکس‌ها از آن بهتر بودند. آنها رکورد خود را در فصل ۱۹۶۰ بهبود بخشیدند و فصل عادی را ۱۶-۵۹ به اتمام رساندند. آنها در دیویژن توانستند چمبرلین و تیمش را حذف کنند و راهی فینال NBA شوند. در فینال نیز دوباره با آتلانتا سنت لوئیز روبرو شدند در این سری فینال بیل راسل ۴۰ ریباند در دو بازی متوالی را به ثبت رساند همچنین این سری فینال به دیدار هفتم کشیده شد و در بازی هفتم راسل در نقش یک قهرمان ظاهر شد و با ثبت ۲۲ امتیاز و ۳۵ ریباند نقش تعیین کننده‌ای در پیروزی ۱۲۲ بر ۱۰۳ بوستون ایفا کرد و آنها دومین قهرمانی متوالی خود را در NBA جشن گرفتند.

در حالی که راسل با سبک بازی خود در حال تغییر دادن نگاه NBA در دفاع بود، اما به نظر می‌رسید لیگ در عصر دیگر نیز قرار گرفته است عصر ویلت چمبرلین با سبک بازی هجومی ویرانگر خود. این عملکرد چمبرلین روی بازی سلتیکس نیز تاثیر گذاشته بود و آنها را نیز در بازی هجومی حریص کرد بطوری که بوستون میانگین امتیازی ۱۲۴.۵ را در طول فصل به ثبت رسانده بود اما در طرف مقابل نیز بلاک شات های راسل از شمارش خارج بودند چرا که تا فصل ۱۹۷۳/۷۴ آمار رسمی وجود نداشت و لیگ فقط آمارهای کلی را ثبت می‌کرد، بدون اینکه بین آن فصل تفاوتی بین تابلوهای تهاجمی و دفاعی داشته باشد.

راسل در حال تغییر دادن بازی به روش‌هایی بود که به وضوح درک می‌شد وی در اسکرین کردن‌ها، دور کردن حریف از سبد به سمت کناره‌ها، ریباندهایی با پرش‌های عجیب و غریب و البته بلاک‌هایی برق آسا این سبک بازی او جسور بودن ویژه‌ای را بین هم تیمی‌هایش ایجاد کرده بود به حدی که وقتی او پشت سر هم تیمی‌هایش بازی می‌کرد آنها با تمام قدرت به سمت حلقه حریف یورش می‌بردن چرا که میدانستند راسل در پشت سر آنها با قدرت پوششان خواهد داد.

سبک بازی راسل به یک الگو برای سایر تیم‌ها تبدیل شده بود به این دلیل که آنها نیز میخواستند سبک دفاعی او را به اجرا بگذراند گرچه در این راه ناکام بودن چرا که مهره‌ای در آن زمان وجود نداشت که بتواند مثل راسل در کار دفاعی بی‌همتا باشد. راسل به قدری عالی و باشکوه بود که موفقیت های آن زمان بوستون را بدون حضور او حتی لحظه‌ای نمی‌توان تصور کرد.

سلسه قهرمانی‌های بوستون با حضور اورباک آغاز شد، تیم تحت هدایت اورباک بازیکنان بسیار خوب و چند وجهی داشت آنها با کیفیت، شجاع و یکدل برای یک هدف بودند. راسل در زمین بازی با چشمان تیزبین خود تمام حرکات بازیکنان حریف را فریم به فریم ثبت می‌کرد و تنها یک چشم بهم زدن کافی بود تا او تیم حریف را آشفته کند نظم دفاعی که او به تیمش میداد هنوزم که هنوز است از خاطر علاقمندان حرفه‌ای NBA از یاد و خاطره‌ها نرفته است و نسل به نسل در وصف او توصیف‌های در خوری بیان شده است که خود نشان از بزرگی این مرد بزرگ است. مردی که هیچگاه موفقیت تیمی را به موفقیت فردی ترجیح نداد.

بوستون در فصل ۱۹۶۰/۶۱ عنوان قهرمانی را بدست آورد، همچنین راسل برای سومین بار متوالی عنوان MVP را از آن خود کرد.

در فصل ۱۹۶۱/۶۲ ویلت چمبرلین میانگین امتیازی ۵۰.۴ در هر بازی را به ثبت رساند در حالی که راسل میانگین امتیازی ۱۸.۹ در هر بازی به ثبت رساند اما نکته جالب این است که وی در پایان این فصل بازیکنان NBA به رای دادن به راسل او را بعنوان MVP فصل انتخاب کردند زیرا راسل را برتر از چمبرلین میدانستند چون راسل در خدمت تیم بازی می‌کرد اما چمبرلین بیشتر انفرادی و خودخواه بازی می‌کرد.

بوستون سلتیکس در فصل ۱۹۶۲/۶۳ یک درفت با کیفیت دیگر به نام جان هاولیسچک را دریافت کرد تا سبز و سفیدها باز هم قوی تر از قبل شوند. در همین فصل نیز بوستون پنجمین قهرمانی متوالی خود در NBA را رقم زد و راسل برای سومین بار متوالی MVP شد.

در فصل ۱۹۶۳/۶۴ این تیم افسانه‌ای بوستون در فینال NBA در مجموع وریرز را ۴ بر ۱ شکست داد و ششمین عنوان قهرمانی خود را بدست آورد چنین سلطه‌ای بر لیگ در هیچ ورزشی در سطح بالا رخ نداده بود. ضمن اینکه راسل نیز در این فصل رکورد ۲۴.۷ RPG را به ثبت رساند. موفقیت های راسل و بوستون دیگر تبدیل به روتین شده بود.بعد از قهرمانی‌های دیگر در فصل ۱۹۶۵/۶۶ رد اورباک بازنشسته شد و راسل بعنوان مربی بازیکن بوستون برگزیده شد، و تبدیل به اولین مربی آفریقایی – آمریکایی لیگ تبدیل شد. وی در فصل عادی بوستون را با رکورد ۲۱-۶۰ به پلی آف رساند. در این فصل سونی سیکسرز که فصل عادی را با ۱۳-۶۸ به پایان رسانده بود در فینال کنفرانس توانست بوستون را شکست دهد و راهی فینال شود.

پس از آن وقفه یک‌ساله، بوستون تحت هدایت بیل راسل در فصل ۱۹۶۷/۶۸ باری دیگر عنوان قهرمانی NBA را کسب کرد. در فینال این فصل NBA بوستون در بازی ششم لس آنجلس لیکرز را با نتیجه ۱۰۰ بر ۹۶ شکست داد.

فصل ۱۹۶۷/۶۸ حتی لذت‌بخش‌تر بود. سلتیکس در فینال NBA باز هم به مصاف لیکرز رفت بود لیکرزی که به تازگی چمبرلین را جذب کرده بود در این فینال نیز در بازی هفتم سبز و سفیدها باز هم به کابوس چمبرلین تبدیل شدند و توانستند عنوان قهرمانی را از آن خود کنند. بیل راسل به مدت ۱۳ فصلی که در بوستون حضور داشت ۱۱ قهرمانی را برای بوستون به ارمغان آورد. راسل در دوران حرفه‌ای خود ۲۱۶۲۰ ریباند را به ثبت رساند در حالی که ویلت چمبرلین ۲۳۹۲۴ ریباند را در دوران حرفه‌ای خود به ثبت رساند.

در سال ۱۹۷۳ راسل به عنوان سرمربی و مدیرکل سیاتل سوپر اسونیکس انتخاب شد. وی تیمی را به دست گرفته بود که فقط ۲۶ برد را در فصل عادی به ثبت رسانده بود اما در فصل دوم حضور او ۳۹-۴۹ عملکرد تیم او بود. و توانست این تیم را به پلی آف برساند اما وی از عدم تمایل بازیکنان برای پذیرش مفهوم تیمش نا امید شد البته برخی اظهار داشتند مشکل از خود راسل بود. به او گفته میشد که وی قادر به پذیرفتن چیزی جز سنت سلتیکس نیست. در هر صورت، شور و شوق او برای انجام این کار پس از چهارمین فصل حضور خود در سال‌های ۱۹۷۶/۷۷ از بین رفت و او رفت. پس از این وی مدتی بعنوان کارشناس در برنامه‌های بسکتبالی حضور می‌یافت و به تئاتر نیز میپرداخت و حتی یک کتاب نیز با عنوان Second Wind را نوشت. همچنین وی در فصل ۱۹۸۷/۸۸ نیز بعنوان سرمربی ساکرامنتو یک‌سال در این باشگاه فعالیت می‌کرد.

در سال ۱۹۷۴ نام وی در تالار مشاهیر بسکتبال به ثبت رسید. در سال ۱۹۸۰ نام وی در تیم ۳۵ نفره برترین بازیکنان تاریخ NBA ثبت شد و در همان سال توسط انجمن حرفه‌ای بسکتبال آمریکا بعنوان بزرگترین بازیکن تاریخ NBA انتخاب شد.

اگرچه ممکن است آمدن مایکل جردن در اواخر دهه ۱۹۸۰، بحث را درباره اینکه چه کسی بهترین بازیکن بازی بود، مجدداً باز کند، اما چیزی که غیرقابل انکار است این است که راسل به طور اساسی تفکر مردم را درباره پیروزی در بازی‌های بسکتبال تغییر داده است.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

اخبار بیشتر